بازیهای قدیمی شوشتر

بازی های قدیمی شوشتر

بازی های پسرانه

بازی های قدیمی شوشتر معمولا به صورت گروهی در کوچه های خاک آلود و با وسایل ساده و ارزان قیمت انجام می گرفت.در این جا مختصری از چند مورد از این بازی ها شرح داده می شود.

 

اِش تی تی (بازی زو یا کَبدی):

این بازی که معرف همگان است ، پس از تعریف دو گروه آن ها روبه روی هم می ایستند ، یک نفر با گفتن « اش تی تی » به طرف گروه مقابل می آید و باید یکی ازا فراد گروه مقابل را بزند و برگردد.اگر در این فاصله گروه حریف آن را گرفتند و نتوانست خود را رها کند و یا از گفتن اش تی تی خسته شد بازی را باخته است و نوبت بازی گروه دوم است.

 

اُو بُردُم ، او بردم مَتَرس مترس سر کَلَکی:

در این بازی دو نفر روبه روی هم می ایستاند و دست های هم دیگر را می گرفتند. یک نفر را رو دست ها یشان سوار می کردند وحرکت می کردند.کسی که سوار بود می گفت اوبردم ، اوبردم و کسانی که سواری میدادند می گفتند مترس مترس سر کلکی.

 

تخته توپَ:

دو گروه افراد خود را انتخاب می کرند و هر گروه ۳ یا ۴ نفر بودند.وسایل بازی شامل توپ پارچه ای بود که در داخل آن یک گلوله پلاستیکی از تکه های بادکنک بصورت فشرده بود و اطراف آن را با تکه های پارچه می دوختند.توپ سنگینی درست می شد که اگر به کسی اصابت می کرد درد زیادی داشت ، علاوه بر توپ از یک تکه چوب (تخته) نیز استفاده می کردند ، بازی به این صورت بود که دو گروه کنار هم می ایستادند، یک نفر از گروه اول توپ را پرتاب می کرد و یک نفر دیگر که چوب را در دست داشت محکم به توپ ضربه می زد، در این فاصله که گروه مقابل می خواستند توپ را بگیرند ، بایستی زننده توپ فاصله ای که بین تل مرده (محلی نزدیک گروه اول) و تل زنده (محلی نزدیک گروه مقابل) قرار داشت سریع بدود و اگر در این فاصله گروه مقابل اورا با توپ می زدند نوبت به گروه حریف می رسید که بازی کند.

 

تخته لیچ:

در این بازی هم بازی ها یارگیری می کردند، وسایل بازی یک تکه چوب کوتاه در حدود ۱۵ سانتی متر که دو سر آن تراشیده و نوک آن تیز بود و یک تکه چوب بلند در حدود ۶۰ سانتی متربود.چوب کوتاه تر (لیچ) را روی زمین می گذاشتند با چوب بلندتر که در دست داشتند روی چوب کوتاه می زدند اگر بلند می شد آن را با چوب پرتاب می کردند و اگر پرتاب نمی شد تا سه مر تبه می توانستند زدن چوب را تکرا کنند.برای این بازی دو دروازه تعیین می کردند .در یک دروازه دو سر چوب بلند را روی دو سنگ قرار می دادند،سپس از دروازه دیگر توپ تراشیده شده (لیچ) را به طرف چوب بلندتر پرتاب می کردند و اگر به چوب برخورد می کرد و یا زیر آن قرار می گرفت برنده بازی محسوب می شدند.

 

خرپاپو:

وسیله بازی شبیه به ماشین که کودکان با آن بازی می کردند.چوب خراطی شده و رنگارنگی که دارای چرخ های چوبی بوده و با نخ آن را می کشیدند.

 

سَلار سَری کَندَ (یعنی سالار سری گرفته است):

معمولا این بازی در شب ها به ویژه شب های ماه مبارک رمضان میان پسرها متدوال بود.پس از تعیین افراد دوگروه ، هر گروه یک نفر سالار (سرگروه) و یک نفر معاون انتخاب می کرد.وقتی گروه اول پنهان می شدند،سلار (سالار) و گروهش باید به دنبال آنها می رفتند تا آنها را پیدا کنند.در این فاصله اگر از افرادی که پنهان شده بودند به محل شروع بازی برمی گشتند،افراد گروه قبلی بایستی آنها راکول می گرفتند وسواری می دادند، اگر در این فاصله سالار یا معاون آن ها را پیدا می کردند آن ها بایستی دست خود را روی سرافرادی که پیدا کرده اند بگزارند و فریاد می زدند:«سلار سری کند»در صورت موفقیت نوبت گروه بعدی می شد که پنهان شوند.

 

عیسا:

وسیله این بازی چند تکه چوب تراشیده شده حدود ۳۰ سانتی متر و نوک آن تیز بوده که برای این بازی زمین باید نمناک و نرم باشد.نفر اول یکی از عیساها (چوب ها) را پرتاب می کرد به طوری که در زمین فرو رود.نفر بعدی بایکی دیگر از عیساها باید عیسای حریف را می انداخت.

 

غُم غُمبَک:

چوب مخروطی شکل که به صورت وارونه از آن استفاده می کردند و به قسمت نوک تیز آن میخ نعل چهارپایان را فرو می کردند.بازی به این نحو بود که ابتدا نخ وینچ را به دور غم غمبک می پیچانند،یک سر نخ را به انگشت گره می زدند و با پرتاب غم غمبک روی زمین ، غم غمبک روی نوک میخ مثل فرفره می چرخید.افرادی که مهارت بیشتری داشتند غم غمبک را در حین چرخش در کف دست قرار می دادند و روی غم غمبک حریف می انداختند و برنده بازی می شدند.هم چنین غم غمبک هر کسی که بیشتر می چرخید برنده به حساب می آمد.

 

فِنگ بازی(گلوله بازی):

گلوله های رنگی بودند که به تعداد نفرات روی زمین می زدند.گلوله حرکت می کرد و وارد کول می شد.اگر کسی گلوله را وارد کول حریف می کرد،می گفت کول اضافه گرفتم که امتیاز به حساب می آمدو وقتی گلوله اش را به گلوله حریف برخورد می کرد و صدای شقه می داد می گفت:«شقه زدم» و این امتیازی دیگری برای برد در بازی به حساب می آمد.

 

هفت سنگ:

پس از یارگیری و تعیین دو گروه،هفت قطعه سنگ صاف کوچک را روی هم می چیدند. پس از مشخص شدن زننده توپ ،توپ پشمی را به طرف سنگ ها پرتاب می کرد و چیدمان سنگ ها را به هم می ریخت وهمه فرارمی کردند.از گروه مقابل هر کس که به سنگ ها نزدیک می شد و می خواست سنگ ها را بچیند اگر او را با توپ می زدند گروه آن ها بازنده می شد ولی اگر توانست سنگ ها را روی هم بچیند و توپ به او اصابت نکند گروه او پیروز می شد.

بازی های دخترانه

چَقَه (قطور):

همان بازی یه قل دو قل است.

 

خاک مارهَ (النگو بازی):

النگوهای شکسته شده را با خاک نرم مخلوط میکردند و ان را به صورت کپه،کپه در می آورند،هر نفر کپه ای را انتخاب می کرد،هر کس قطعات النگوی بیشتری پیدا می کرد برنده بازی می شد.

 

گل مُشتَک:

ابتدا یارگیری می کردند.دور هم می نشستند و چادری روی دست و پاهایشان می کشیدند و یا شب،موقع خواب دست هایشان را زیر پتو و یا لحاف می بردند و مهره ایی را یک نفر در دست می گرفت و همگی دست ها را مشت کرده بیرون می آورند.گروه مقابل باید تشخیص می داد که مهره در کدام دست است .اگر مهره را پیدا می کردند نوبت گروه مقابل می شد.

 

لال بِه بازی (عروسک بازی):

از پارچه ای سفید دست ها و پاهای عروسک را برش می دادند وآن را می دوختند و درون آن را پر از پنبه  و برای صورت آن با نخ سیاه،چشم و با نخ قرمز،لب ها را می گذاشتند.بعضی افراد از موهای طبیعی و بعضی دیگر از نخ های سیاه به عنوان موی سر استفاده می کردند.برای عروسک روسری( گل پلیچ) می گذاشتند و لباس محلی آن زمان را به تن آن می کردند و رختخواب آن شامل بالشت و تشک (نالی) و در گهواره (ننی) می گذاشتند.گهواره را با دو چوب،پارچه و طناب به گوشه دیوار اتاق نصب می کردند.